تهران،بناهای تاریخی تهران،بافت تاریخی تهران،عکس و نقشه های تاریخی تهران، تاریخ تهران

تاریخ کامل ایران
نویسنده : mohammad abdoli - ساعت ۳:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢٤
 

تاریخ ایران

تاریخ ایران به دو بخش تاریخ ایران پیش از اسلام و تاریخ ایران پس از اسلام تقسیم می‌شود.

دودمان‌های دوره پیش از اسلام

·         ماد (آغاز قرن هشتم ق. م.۵۵۰ ق. م.) بنیان‌گذار (دیاکو) (هووخشتره)

·         هخامنشی (۵۵۹ ق. م.- ۳۳۰ ق. م.) بنیان‌گذار کوروش کبیر شهریار معروف داریوش

·         سلوکیان (۳۳۰ ق. م.- ۱۲۹ ق. م.) بنیان‌گذار سلوکوس یکم

·         اشکانیان (۲۵۶ ق. م.- ۲۲۴ م.) بنیان‌گذار اشک یکم شهریاران بزرگ مهرداد یکم ارد یا اشک سیزدهم

·         ساسانیان (۲۲۴ م.۶۵۲ م.) بنیان‌گذار (اردشیر بابکان) شهریاران بزرگ شاپور ۱ شاپور دوم و انوشیروان دادگر.

دودمان‌های دوره پس از اسلام

·         طاهریان (۲۰۶ - ۲۵۹ ه. ق.) بنیان‌گذار طاهر بن حسین ذوالیمینین

·         صفاریان (۲۶۱ - ۲۸۷ ه. ق.) بنیان‌گذار یعقوب بن لیث صفار

·         سامانیان (۲۶۱ - ۳۸۹ ه. ق.) بنیان‌گذار نصر اول شهریاران بزرگ اسماعیل بن احمد و نصر بن احمد

·         زیاریان(۳۱۵ - ۴۶۲ ه. ق.) بنیان‌گذار مرداویج پسر زیار شهریار معروف قابوس بن وشمگیر

·         بوییان (۳۲۰ - ۴۴۰ ه. ق.) بنیان‌گذار عمادالدوله علی شهریار بزرگ عضدالدوله

·         غزنویان (۳۸۸ - ۵۵۵ ه. ق.) بنیان‌گذار سلطان محمود غزنوی

·         سلجوقیان (۴۲۹ - ۵۱۱ ه. ق.) بنیان‌گذار طغرل بیک شهریاران بزرگ ملکشاه و سلطان سنجر

·         خوارزمشاهیان (۴۷۰ - ۶۱۷ ه. ق.) بنیان‌گذار (انوشتکین غرجه) شهریاران معروف: محمد خوارزمشاه

·         ایلخانان مغول (۶۵۴ - ۷۳۶ ه. ق.) بنیان‌گذار هولاکو خان

·         تیموریان (-۷۷۱ ۹۰۳ ه. ق) بنیان‌گذار تیمور گورکانی

·         صفویان - (۹۰۶ - ۱۱۳۵ ه. ق.) بنیان‌گذار شاه اسماعیل اول شهریار بزرگ شاه عباس

·         افشار (۱۱۴۸ - ۱۱۶۱ ه. ق.): بنیان‌گذار نادر شاه

·         زند (-۱۱۶۳ ۱۲۰۹ ه. ق.) بنیان‌گذار کریم خان زند

·         قاجار (۱۲۰۹ - ۱۳۴۵ ه. ق.) بنیان‌گذار آغا محمد خان شهریار نامی ناصرالدین شاه

·         پهلوی (آغاز۱۳۴۵ ه. ق/ ۱۳۰۴ ه. ش. - ۱۳۵۷ ه.ش) بنیان‌گذاررضا شاه

·         حکومت جمهوری اسلامی (آغاز ۱۳۵۷ ه. ش.) بنیان‌گذار روح الله موسوی خمینی

پایتخت‌های ایران

پایتخت‌های ایران در طول تاریخ:


پایتخت‌های ایران

ماد:

همدان

هخامنشیان:

شوش | پاسارگاد

اشکانیان:

دامغان | اشک‌آباد | تیسفون

ساسانیان:

تیسفون

طاهریان:

بخارا | نیشابور | مرو

صفاریان:

زرنج

سامانیان:

بخارا

زیاریان:

اصفهان

بوییان:

همدان | ری | شیراز

ایلخانیان:

مراغه | تبریز

صفویان:

اردبیل | تبریز | قزوین | اصفهان | ساری

افشاریان:

مشهد

زندیان:

شیراز | کرمان

قاجاریان:

ساری | تهران

پهلوی:

تهران

از تمامی کاربران فعال پروژه‌های ویکی‌مدیا دعوت می‌شود تا در انتخابات هیئت امنای بنیاد ویکی‌مدیا شرکت کنند.

ماد

ماد نام سرزمین دربرگیرنده بخش غربی فلات ایران بود. مجموعه لشکرکشی های آشور به سرزمین ماد در قرن هشتم پ. م. و خطر حمله از غرب بوسیله دولت زورمند آشور، نیاز تشکیل یک دولت متمرکز را برای مادها که جدیدترین مهاجران به زاگرس بودند بوجود آورد

ماد‌ها پایه‌های نخستین شاهنشاهی (728-550 پ.م.) آریایی‌تباران را در ایران بنیاد نهادند. در آغاز قرن 6 پ. م. با شکست آشور و فتح شرق لیدیه پادشاهی ماد تبدیل به شاهنشاهی بزرگی در آسیا شد. امپراتوری ماد در زمان، هووخشتره به بزرگترین پادشاهی غرب آسیا حکومت می کرد و سراسر ایران را آن چنان که در نقشه سرزمین ماد هویدا است برای اولین بار در تاریخ به زیر یک پرچم اورد. هوخشثره بنیانگذار اولین قدرت ایرانی بود.

پایه گذاری دولت ماد به عنوان نخستین دولت بر پایه وحدت اقوام مختلف ساکن فلات ایران با مشترکات و پیوندهای فرهنگی را باید به عنوان مهمترین رویداد در تاریخ ایران به شمارآورد.

سرزمین ماد

سرزمین ماد 675 پ.م.

ماد نام سرزمینی بود که تیرهٔ ایرانی مادها در آن ساکن بودند. این سرزمین دربرگیرنده بخش غربی فلات ایران بود. سرزمین آذربایجان فعلی در شمال غربی فلات ایران را با نام ماد کوچک و ناحیه امروزی تهران ( ری )،حوزه شمال غربی کویر مرکزی، همدان، کرمانشاه، لرستان‌، و کردستان را با نام ماد بزرگ می‌شناختند. پایتخت ماد در گذشته هگمتانه نام داشت که بعدها به اکباتان تغییر نام داد.

 

اقوام ماد

سرزمین ماد 600 پ.م.

مطابق منابع کهن آشوری و یونانی و ایرانی در مجموع معلوم می گردد که سه قوم از شش قوم تشکیل دهندهً اتحاد مادها یعنی بوسیان (کردوخی ها و میتانی ها) ، ستروخاتیان (ساگارتی ها، کرمانجها) وبودیان (لرها) متعلق به کردها و لرها بوده و سه قوم مادی دیگر عبارت بوده اند ازآریزانتیان (قوم نجبای ماد) که درحدود کاشان میزیسته اند و مغها که در ناحیهً بین رغهً آذربایجان (مراغه) و رغهً تهران ( ری ) ساکن بوده اند و سرانجام پارتاکانیان (یعنی مردمی که درکنار رود زندگی می کنند) همان مردم منطقهً اصفهان بوده اند.

مطابق منابع یونانی، در سرزمین کمنداندازان ساگارتی (زاکروتی، ساگرتی) (همان استان کرمانشاهان کنونی) مادی های ساگارتی میزیسته اند که شکل بابلی - یونانی شدهً نام خود یعنی زاگروس (زاکروتی، ساگرتی) را به کوهستان غرب فلات ایران داده اند. نام همین طوایف است که در اتحاد طوایف پارس نیز موجود است و خط پیوند خونی طوایف ماد و پارس منجمله از منشا همین طایفه ساگارتی ها (زاکروتی، ساگرتی) است، طوایف پارس قبل از حرکت به سوی جنوب دورانی طولانی را در مناطق ماد ها بوده و بعدها رو به جنوب رفته اند.

ظهور پادشاهی ماد

به گفته مورخین یونانی، پس از حملات شدید و خونین آشوریان به مناطق مادنشین، در حدود سال 708 قبل از میلاد، رهبر یکی از قبایل مادی دیاکو بوسیله مجلس اتحادیه، به عنوان رهبر قبایل مادی انتخاب شده و وظیفه تشکیل یک دولت مرکزی به عهده وی گذاشته می شود. این رهبر، دیاکو (دیوکس در یونانی) با متحد کردن قبایل پراکنده مادی و برقراری قوانین مختلف، به عنوان اولین رهبر ماد شناخته می شود و اوست که پایتخت خود را در همدان امروز (هنگمتان، همریشه با هنگمن و انجمن، به معنای محل جمع شدن) قرار می دهد.

یکی از کتیبه های آشوری از شخصی به نام دیاکو، بیست سال قبل از تاریخ انتخابش به عنوان شاه مادها، نام می برد. این شخص آغاز کننده چند شورش برعلیه دولت آشور است که برای خواباندن آنها، حضور شخص امپراتور آشور لازم است. دیاکو و تمام اعضای خانواده اش به تبعید محکوم می شوند و نام او در کتیبه ها دیگر نمی آید. بیست سال بعد، دیاکو به عنوان شاه ماد انتخاب می شود و با پایه گذاری دولت ماد، به عنوان یک دشمن متمرکز آشور، دوباره به صحنه تاریخ بازمی گردد.

شاهان ماد

دیاکو

دیاکو در (728 پ.م.) به شاهی رسید و شهر همدان (هگمتانه آنروزگار) را پایتخت خویش قرار داد. وی دستور ساخت هفت دیوار تودرتو و استوار را در همدان داد که درون این دیوارها باغ و بیشه و بوستان فراوانی پدید آوردند. این سازه شگفت‌انگیز پایتخت ایران آن روزگار بود. دیاکو 53 سال پادشاهی کرد.

فرورتیش

پس از او فرورتیش 22 سال (دوره حکومت: 675-653 پ.م.) حکومت کرد و قبائل ایرانی را به اطاعت کشید. انگاه وارد جنگ با دولت آشور شد ولی در برابر آشوریها شکست یافت و کشته گردید. فرورتیش بر سرزمین ماد از حدود ری تا اصفهان و آذربایجان و کرمانشاه و کردستان و همدان سلطنت میکرده است.

بیشتر حکومت فرورتیش به نظم دادن به قبایل مادی و جنگیدن با دشمنان خارجی گذشت. مدارک آشوری و بابلی به خطراتی که مادها از شرق خود احساس می کردند اشاره نمی کند، اما قبایل شمال دولت ماد (سکاها و کیمری‌ها)، از اهمیت خاصی برای مادها و آشوری ها برخوردار بودند. در حدود اوایل قرن هفتم قبل از میلاد، در زمان حکومت دیاکو و اوایل حکومت فرورتیش، قبایل کیمری‌ها که از صحرانشینان دشتهای جنوبی دریای سیاه بودند، به ماد و آشور حمله کردند. امکان ایرانی بودن قبایل کیمری‌ها، احتمالا" دلیل اصلی آنها برای تشکیل یک اتحادیه با مادها برعلیه دولت آشور بود. حملات کیمری به آشور ضرباتی به آن دولت وارد کرد، اما در شکست دادن کامل آشور و پادشاه بزرگ آن، آشورحدون، ناموفق بود.

خشتریته

پس از فرورتیش رهبری مادها را خشتریته (دوره حکومت: 653-625 پ.م.) در دست گرفت. به دنبال حمله مجدد اشور به مادها خشتریته برای پایان دادن به حملات اشور با ماننا و سکاها پیمان دوستی بست و عملا با اشور وارد جنگ شد. داستان سلطنت سکاها در ماد خطا است دولت ماد در این فاصله قدرت خود را مستحکم کرد. خشتریته در سال 625 پ. م. در گذشت.

هووخشتره

پس از خشتریته، پسر ش هووخشتره (کیاکسار) (دوره حکومت: ۶۲۵ تا ۵۸۵ پ.م.) به شاهی رسید. هووخشتره اولین پادشاهی است که یک سلطنت سراسری را در ایران تشکیل داد و ایران را به عنوان یک قدرت مهم جهان آن زمان مطرح کرد.

ایشتوویگو

ایشتوویگو (دوره حکومت: ۵۸۵ تا ۵۵۰ پ. م) واپسین پادشاه ماد و جانشین هووخشتره بود. در مورد حکومت او اطلاعات زیادی در دست نیست و بیشتر روایات یونانی و پارسی، به اواخر سلطنت او و نابودی حکومت ماد به دست کورش بزرگ اشاره می کنند.

ایشتوویگو متهم به ترجیح دادن شکوه و راحتی دربار آشور به زندگی سخت و ارتشی مادی شده است و انحطاط قدرت ماد را بیشتر به او نسبت می دهند. در صورت قبول، می توان تصور کرد که بیشتر آثار باقی مانده از دوران مادها، بخصوص آثار بجای مانده در تپه نوشی جان[1] ، به دوران سلطنت ایشتوویگو بر می گردد. همچنین، راحتی هایی که در دوران هخامنشی به عنوان «تنپروری مادی» در سلطنت ایشتوویگو خوانده شده را، شاید به جای دوران انحطاط ماد، زمان انتقال زندگی قبایل ایرانی از طرز زندگی صحرانشینی به شهرنشینی بنامیم و آنرا آغاز واقعی تمدن ساکن قبایل ایرانی بدانیم.

جنگ های اشور و کشور ماد

از سال 673 پ م جنگهای مادها و آشور دوباره پا میگیرد از این زمان به بعد در اسناد آشوری ها از کشور ماد نیرومند سخن میرود که نشان از به رسمیت شناخته شدن موجودیت دولت مادها از طرف آشوری ها است. در حدود سال 650 پ. م. پادشاهی ماد دولت بزرگی در ردیف ماننا و اورارتو و عیلام بود. بعد از کیمری‌ها، یکی دیگر از قبایل صحرانشین شمال قفقاز، سکاها، به منطقه شمال غرب ایران حمله کردند و در سر راه خود، دولت اورارتو در غرب دریاچه اورمیه و شرق آناتولی را نابود کردند.

آشوربانیپال پادشاه آشور

در زمانی که آشوربانیپال پادشاه نیرومند آشور بر سر قدرت بود جنگی بین مادها و اشوری ها در نگرفت ولی جنگ های آشور و عیلام تا نابودی دولت عیلام در سال 640 پ م ادامه یافت. آشور بانیپال در سال 633 پ م در گذشت. دولت ماد در این فاصله قدرت خود را مستحکم تر کرد.

تشکیل سلطنت سراسری مادها در ایران

هووخشتره، (کیاکسار مدارک یونانی)، بزرگترین پادشاه ماد است. توانایی های او در منظم کردن ارتش و بستن توافق نامه های خارجی با دولتهای همسایه، او را به قدرتمندترین شاه غرب آسیا در زمان خودش تبدیل کرد. هووخشتره در ده سال اول حکومتش موفق شد که رابطه اش را با پادشاه سکاها، پروتوثیس، به اتحاد متقابل تبدیل کند.

هووخشتره ارتشش را به دوقسمت پیاده نظام مجهز به نیزه و سوارنظام تیر انداز (شکلی که از سکاها آموخته بود) تقسیم کرد و برای اولین بار از ارابه های جنگی مجهز به نیزه های برنده که صد سال بعد در جنگهای کورش و داریوش معروف شدند، استفاده کرد.

در این زمان، آشور بنی پال دوم، شاه نیرومند و بی رحم آشور، درگذشته بود. از طرفی، یک حکومت کلدانی جدید در بابل در حال شکل گیری بود و شاه آن، نبوپولسر، در صدد گسترش مرزهای کشورش بود و موفق شده بود بخشهایی از مملکت عیلام را نیز تصرف کند. هوخشثره، تصمیم به برقراری یک توافق نامه برعلیه آشور با نبوپولسر گرفت.

در زمان حکومت هووخشتره ماد قبایل آریازنتا و پارتاکانیان را در نواحی ری و اصفهان و دیگر قبایل ایرانی شرق را تا ناحیه گرگان به اطاعت کشاند و دولت نیرومند ماد را تشکیل داد هوخشتره سپس به پارس حمله کرد و قبایل پارس را به اطاعت در آورد.

حمله ماد و نابودی دولت آشور

هووخشتره شاه ماد در حمایت از بابل به آشور اعلان جنگ داد. هوخشتره در سال 614 پ م از کوه های زاگروس گذشت و ضمن تسخیر آبادی های آشوری سر راه، شهر آشور پایتخت دولت آشور را در محاصره گرفت. پس از سقوط شهر آشور، پادشاه بابل در شهر آشور به دیدار هوخشتره آمد و در آنجا پیمان دوستی ایران و بابل تجدید شد. در سال 613 پ. م. شاه آشور در نینوا بود و این شهر نیز در سال 612 پ. م. تسخیر شد. نیروهای ماد و بابل، پایتخت عظیم آشور را با خاک یکسان کردند و برای همیشه به تاریخ این امپراتوری بزرگ پایان دادند.

شکست آشور و فتح شرق لیدیه

در آغاز قرن 6 پ. م. با شکست آشور و فتح شرق لیدیه پادشاهی ماد تبدیل به شاهنشاهی بزرگی در آسیا شد. خاورمیانه بین دو پادشاهی نیرومند تقسیم شد: یکی دولت بابل و دیگر دولت ماد.

صعود پادشاهی ماد به شاهنشاهی آسیایی

امپراتوری ماد (550 پ.م.)

در این زمان، هووخشتره به بزرگترین پادشاهی غرب آسیا حکومت می کرد. ماد، اورارتو، آشور و سوریه زیر حکومت او قرار داشتند. پادشاهی عیلام که نیم قرن قبل به دست آشوربنی پال نابود شده بود، در دروازه های شرقی اش را به روی قبایل پارس باز کرده بود. پادشاه انشان، پایتخت شرقی عیلام، در این زمان یک پارسی بود و پارسیان دیگر کم کم با جامعه نوعیلامی آمیخته می شدند، اما هم انشان و هم بقیه پارس، خراجگذاران پادشاه ماد بودند.

دولت ماد در کار ایجاد سازمانی گسترده و دقیق و متکی بر نهادهای قدرتمند در زمینه های سیاسی اقتصادی نظامی توفیق یافت. دیاکونوف با توجه به سنگ‌نبشته بیستون میگوید که سازمان دولتی و سازمان اجتماعی پارس تحت نفوذ شدید نظامات مادها بوده است.

هووخشتره در کشورش دست به اقدامات عمرانی زد و همزمان قلمرو خود را در شرق به رود جیهون رساند و به زودی پارس و کرمان را نیز ضمیمه کشورش کرد و سراسر ایران را آن چنان که در نقشه سرزمین ماد هویدا است برای اولین بار در تاریخ به زیر یک پرچم اورد. مردمانی که امروزه از تبار مادها به شمار می‌آیند عبارت‌اند از مردم سرتاسر ایران. هوخشثره بنیانگذار اولین قدرت ایرانی بود.

وحدت اقوام مختلف سراسر ایران

پایه گذاری دولت ماد به عنوان نخستین دولت بر پایه "وحدت ملی" اقوام مختلف ساکن فلات ایران با مشترکات و پیوندهای فرهنگی را باید به عنوان مهمترین رویداد در تاریخ ایران به شمارآورد.

نابودی پادشاهی ماد

با شکستی (550 پ م) که کوروش بزرگ بر ایشتوویگو (دوره حکومت: ۵۸۵ تا ۵۵۰ پ. م) واپسین پادشاه ماد وارد ساخت شاهنشاهی ماد منحل شد. شاهنشاهی بزرگ ماد دورانی طولانی (728-550 پ.م.) برپایید و جای خود را به شاهنشاهی هخامنشی سپرد، که چیزی جز تداوم دولت و تمدن ماد با همان اقوام نبود.

معماری مادی که بعد از آشور تحت تاثیر معماری باشکوه اورارتو بود، با وارد کردن عوامل ایرانی، پایه گذار آثار درخشان دوران هخامنشی نظیر پارسه تخت جمشید و شوش شد. بسیاری دیگر از نشانه های تمدن های بین النهرین نیز از طریق مادها به هخامنشیان انتقال پیدا کرد، به طوری که تا قرنها بعد، نظم دربار ایران و تقریبا" بیشتر جنبه های باشکوه و فرهنگی جامعه ایران، از طرف نویسندگان یونانی به مادها نسبت داده می شود. سلطنت ایشتوویگو موقعیت ماد را از یک حکومت قدرتمند برمبنای قدرت نظامی به مرکزی برای فرهنگ تغییر داد. آثار این نفوذ فرهنگی را در توجه بسیار شاهنشاهان هخامنشی به ماد، علاقه آنها به فرهنگ و آداب مادی، نفوذ دین مادی بین مردم ایران از طریق قبیله مغ، و با توجه به سنگ‌نبشته بیستون موقعیت ماد به عنوان مرکز فکری برای نیروهای مخالف دولت هخامنشی می توان دید.

ظهور و صعود هخامنشیان

هخامنشیان نخست پادشاهان بومی پارس و سپس انشان بودند با شکست مادها (550 پ م) و تشکیل شاهنشاهی هخامنشی و سپس فتح کامل لیدیه و بابل پادشاهی هخامنشیان تبدیل به بزرگ‌ترین شاهنشاهی شناخته شده جهان شد.

 

جستارهای وابسته

·         مادها

·         کاسی

·         ایلامیان

·         زبان مادی

·         تپه هگمتانه

·         تاریخ ایران

·         تاریخ ایران پیش از اسلام

پیوند به بیرون

·         ماد

·         مادها

·         سرزمین ماد

·         ایران ازدیدگاه باستانشناسی

·         نیاکان باستانی کردان لران ترکان آذربایجان

·         سنگ‌نبشته‌ی داریوش بزرگ در بیستون

·         خاندان کیانی (مادی) همان خاندان نخستین انسانهای تورات می باشند

 


پادشاهان ماد

دیاکو - فرورتیش - خشتریته - هووخشتره - ایشتوویگو

 

 

 

 

از تمامی کاربران فعال پروژه‌های ویکی‌مدیا دعوت می‌شود تا در انتخابات هیئت امنای بنیاد ویکی‌مدیا شرکت کنند.

هخامنشیان

هخامنشیان نام دودمانی پادشاهی در ایران پیش از اسلام است. پادشاهان این دودمان از پارسیان بودند و تبار خود را به «هخامنش» می‌رساندند که سرکردهٔ طایفه‌ پاسارگاد از طایفه‌های پارسیان بوده است.هخامنشیان نخست پادشاهان بومی پارس و سپس انشان بودند ولی با شکستی که کوروش بزرگ بر ایشتوویگو واپسین پادشاه ماد وارد ساخت و سپس فتح لیدیه و بابل پادشاهی هخامنشیان تبدیل به شاهنشاهی بزرگی شد. از این رو کوروش بزرگ را بنیادگذار شاهنشاهی هخامنشی می‌دانند.

به قدرت رسیدن پارسی‌ها و سلسله هخامنشی ( 550-330 قبل از میلاد) یکی از وقایع مهم تاریخ قدیم است. اینان دولتی تأسیس کردند که دنیای قدیم را به استثنای دو سوم یونان در تحت تسلط خود در آوردند. شاهنشاهی هخامنشی را نخستین امپراتوری تاریخ جهان می‌‌دانند.

قلمرو هخامنشیان در دوران اوج خود

کشور و سرزمین

پارسی‌ها مردمانی آریایی نژاد بودند که مشخص نیست از چه زمانی به فلات ایران آمده بودند. آنان ازقوم آریایی پارس یا پارسواش بودند که درکتیبه‌های آشوری از سده نهم پیش از میلاد مسیح نام آنان آمده است. پارس ها همزمان با مادها به نواحی غربی ایران سرازیر شدند و پیرامون دریاچه ارومیه و کرمانشاهان ساکن گردیدند. با ضعف دولت عیلام، نفوذ قوم پارس به خوزستان‌ و نواحی ‌مرکزی فلات ایران‌ گسترش یافت.

برای نخستین بار درسالنامه‌های آشوری سلمانسر سوم در سال 834 ق. م، نام کشور « پارسوآ» در جنوب و جنوب غربی دریاچه ارومیه برده شده‌است. بعضی از محققین مانند راولین سن عقیده دارند که مردم پارسواش همان پارسی‌ها بوده‌اند. تصور می‌شود اقوام پارسی پیش از این که از میان دوره‌های جبال زاگرس به طرف جنوب و جنوب شرقی ایران بروند، در این ناحیه توقف کوتاهی نمودند و در حدود 700 سال پیش از میلاد در ناحیه پارسوماش، روی دامنه‌های کوه‌های بختیاری در جنوب شرقی شوش در ناحیه‌ای که جزو کشور ایلام بود، مستقر گردیدند. از کتیبه‌های آشوری چنین استنباط می‌شود که در زمان شلم نصر ( 721-713 ق. م) تا زمان سلطنت آسارهادون (663 ق. م)، پادشاهان یا امراء پارسوا، تابع آشور بوده‌اند. پس از آن درزمان فرورتیش (655-632 ق. م) پادشاه ماد به پارس استیلا یافت و این دولت را تابع دولت ماد نمود.

مردم و طوایف

هرودوت می‌گوید: پارسی‌ها به شش طایفه شهری و ده نشین و چهار طایفه چادرنشین تقسیم شده‌اند. شش طایفه اول عبارتند از: پاسارگادیان، رفیان، ماسپیان، پانتالیان، دژوسیان و گرمانیان. چهار طایفه دومی عبارتند از: داییها، مردها، دروپیک‌ها و ساگارتی ها. از طوایف مذکور سه طایفه اول بر طوایف دیگر، برتری داشته‌اند و دیگران تابع آنها بوده‌اند.

پارس ها همزمان با مادها به نواحی غربی ایران سرازیر شدند و پیرامون دریاچه ارومیه و کرمانشاهان ساکن گردیدند. برای نخستین بار درسالنامه‌های آشوری سلمانسر سوم در سال 834 ق. م، نام کشور (پارسوآ) در جنوب و جنوب غربی دریاچه ارومیه برده شده‌است. بعضی از محققین مانند راولین سن عقیده دارند که مردم پارسوا همان پارسی‌ها بوده‌اند.

اقوام پارسی پیش از این که از میان دوره‌های جبال زاگرس به طرف جنوب و جنوب شرقی ایران بروند، در ناحیه پارسوآ توقف نمودند و در حدود سال 700 پیش از میلاد در ناحیه پارسوماش، روی دامنه‌های کوه‌های بختیاری در جنوب شرقی شوش در ناحیه‌ای که جزو کشور ایلام بود، مستقر گردیدند. بعدها با ضعف دولت عیلام، نفوذ قوم پارس به خوزستان‌ و نواحی ‌مرکزی فلات ایران‌ گسترش یافت و رو به جنوب رفته اند.

مطابق منابع یونانی، در سرزمین کمنداندازان ساگارتی (زاکروتی، ساگرتی) (همان استان کرمانشاهان کنونی) مادی های ساگارتی میزیسته اند که شکل بابلی - یونانی شدهً نام خود یعنی زاگروس (زاکروتی، ساگرتی) را به کوهستان غرب فلات ایران داده اند. نام همین طوایف است که در اتحاد طوایف پارس نیز موجود است و خط پیوند خونی طوایف ماد و پارس منجمله از منشا همین طایفه ساگارتی ها (زاکروتی، ساگرتی) است، طوایف پارس قبل از حرکت به سوی جنوب دورانی طولانی را در مناطق ماد میزیستند و بعدها با ضعف دولت عیلام، نفوذ قوم پارس به خوزستان‌ و نواحی ‌مرکزی فلات ایران‌ گسترش یافت و رو به جنوب رفته اند.

طبق نوشته‌های هرودوت، هخامنشیان از طایفه پاسارگادیان بوده‌اند که در پارس اقامت داشته‌اند و سر سلسله آنها هخامنش بوده‌است. پس از انقراض دولت ایلامیان به دست آشور بنی پال، چون مملکت ایلام ناتوان شده بود پارسی‌ها از اختلافات آشوری‌ها و مادی‌ها استفاده کرده و انزان یا انشان را تصرف کردند.

این واقعه تاریخی در زمان چیش پش دوم روی داده‌است. با توجه به بیانیه‌های کوروش بزرگ در بابل، می‌بینیم او نسب خود را به چیش پش دوم، می‌رساند و او را شاه انزان می‌خواند.

پس از مرگ چیش پش، کشورش میان دو پسرش « آریارومنه» پادشاه کشور پارس و کوروش که بعداً عنوان پادشاه پارسوماش، به او داده شد، تقسیم گردید. چون در آن زمان کشور ماد در اوج ترقی بود و هووخشتره در آن حکومت می‌کرد، دو کشور کوچک جدید التأسیس، ناچار زیر اطاعت فاتح نینوا بودند. کمبوجیه فرزند کوروش اول، دو کشور نامبرده را تحت حکومت واحدی در آورد و پایتخت خود را از انزان به پاسارگاد منتقل کرد.

شاهنشاهان هخامنشی

مهم‌ترین سنگ‌نوشته هخامنشی از نظر تاریخی و نیز بلندترین آنها، سنگ‌نبشته بیستون بر دیواره کوه بیستون است. سنگ‌نوشته بیستون بسیاری از رویدادها و کارهای داریوش اول را در نخستین سال‌های حکمرانی اش که مشکل‌ترین سال‌ها حکومت وی نیز بود،به طور دقیق روایت می‌‌کند. این سنگ‌نوشته عناصر تاریخی کافی برای بازسازی تاریخ هخامنشیان را داراست.

به واقع با وجود فراوانی منابع میانرودانی، مصری، یونانی و لاتین نمی‌توان با تکیه بر آنها نسب‌شناسی کاملی از خاندان هخامنشی از هخامنش تا داریوش را به دست آورد. برای این منظور متن سنگ‌نوشته بیستون فرصت مناسبی را در اختیار مورخ قرار می‌‌دهد که در آن شاه شاهان نوشته بلند خود را با تایید مجدد رابطه اش با خاندان شاهنشاهی پارسیان آغاز می‌‌کند و به تدریج اخلاف خود را نام می‌‌برد: ویشتاسپ، آرشام، آریارمنه، چیش پش و هخامنش. این تبارشناسی به دلایل مختلف مدت‌های طولانی مورد ایراد قرار گرفته بود. زیرا در این فهرست نام دو نفر از شاهان هخامنشی که پیش از داریوش حکومت می‌‌کردند یعنی کوروش کبیر و کمبوجیه اول به چشم نمی‌خورد.

همین مسأله موجب شده است که مفسران سنگ‌نوشته نسبت به محتوای سنگ‌نوشته داریوش با شک و تردید نگاه کنند و او را غاصب پادشاهی هخامنشیان بدانند که با نوشتن این سنگ‌نوشته سعی داشته است برای مشروعیت بخشیدن به حکومت خود از نگاه آیندگان، شجرنامه خود را دست کاری کند.

موافق نوشته‌های هرودوت، لوحه نبونید پادشاه بابل، بیانیه کوروش بزرگ (استوانه کوروش)، کتیبه بیستون داریوش اول، و کتیبه‌های اردشیر دوم و اردشیر سوم هخامنشی، ترتیب شاهان این سلسله تا داریوش اول چنین بوده‌است: (لازم به ذکر است درستی این جدول از هخامنش تا کوروش بزرگ مورد تردید است).

·         هخامنش

·         1 چیش پش اول

·         2 کمبوجیه اول

·         3 کوروش اول

·         4 چیش پش دوم

·         شاخه اصلی:

·         5 کوروش دوم

·         6 کمبوجیه دوم

·         7 کوروش بزرگ(سوم)

·         8 کمبوجیه سوم ( فاتح مصر )

 

·         شاخه فرعی

·         آریا رومنه

·         ارشام

·         ویشتاسب

·         9 داریوش بزرگ(اول)

با تحلیل کلی تمامی منابع می‌‌توان به این شکل نتیجه گرفت. در ربع نخست سده ششم ق.م چیش پش پسر هخامنش حکمرانی پارس را به پسر بزرگ‌ترش آریارامنه اعطا کرد در حالی که پسر کوچک‌ترش، کوروش اول به حکمرانی انشان منصوب شد. پس از مرگ آریارامنه، پسر وی آرشام جایگزین وی شد ولی پس از کوروش اول پسرش کمبوجیه اول و پس از او نیز پسر وی کوروش دوم جانشین او شد. این رویدادها در اواسط سده ششم پیش از میلاد به وقوع پیوست.

در این دوران، کوروش بزرگ توانست مادها را به تبیعت خود در آورد و به افتخار و ثروت دست یابد. مدتی بعد کوروش بزرگ بخش‌های بزرگی از مناطق خاورمیانه را به تصرف خود در آورد. بعد از او نیز کمبوجیه راه فتوحات پدرش را ادامه داد و بر گستره شاهنشاهی هخامنشی افزود.

کمبوجیه در بازگشت از مصر فوت کرد. برخی دلیل مرگ وی را بیماری و برخی دیگر توطئه اطرافیان می‌‌دانند اما مسلم است که وی در مسیر بازگشت از مصر مرده است ولی دلیل آن تا کنون مکتوم باقی مانده است.

پس از مرگ کمبوجیه کسی وارث پادشاهی هخامنشیان نبود. ولی از شاخه دیگر تاج سلطنتی به آرشام یا پسرش ویشتاسب پدر داریوش می‌‌رسید. آنچه به نظر واقعی می‌‌رسد این است که داریوش در زمان حیات پدر و پدر بزرگش، با موافقت آنها، حکومت را به دست گرفت. چرا که در زمان ساخت کاخ داریوش در شوش در اوایل حکمرانی وی، بر اساس اطلاعات الواح مکشوفه از پی بناها، این دو زنده بودند.

·         کوروش بزرگ

·         کمبوجیه

o        بردیای دروغین (گوماته مغ)

·         داریوش بزرگ

·         خشایارشا (خشیارشا)

·         اردشیر یکم (اردشیر درازدست)

o        خشایارشای دوم

o        سغدیانوس

·         داریوش دوم

·         اردشیر دوم

·         اردشیر سوم

o        اردشیر چهارم(ارسس)

·         داریوش سوم

سلطنت کوروش کبیر

هرودوت و کتزیاس، افسانه‌های عجیبی درباره تولد و تربیت کوروش بزرگ ( 599-539 ق. م) روایت کرده‌اند. اما آنچه از لحاظ تاریخی قابل قبول است این است که کوروش پسر حکمران انشان، کمبوجیه دوم و مادر او ماندانا دختر ایشتوویگو پادشاه ماد می‌باشد.

در سال 553 ق. م کوروش بزرگ همه پارسها را بر علیه ماد برانگیخت. در جنگ بین لشکریان کوروش و ماد، عده‌ای از سپاهیان ماد به کوروش پیوستند و در نتیجه سپاه ماد شکست خود. پس از شکست مادها، کوروش در پاسارگاد شاهنشاهی پارس را پایه گذاری کرد، سلطنت او از 559-539 ق.م. است.

کوروش بزرگ که سلطنت ماد را به دست آورد و بعضی از ایالات را به وسیله نیروی نظامی مطیع خود ساخت، همان سیاست کشور گشایی را که هووخشتره آغاز نموده بود ادامه داد.

کوروش بزرگ دارای دو هدف مهم بود: در غرب تصرف آسیای صغیر و ساحل بحر الروم که همهٔ جاده‌های بزرگی که از ایران می‌گذشت به بنادر آن منتهی می‌شد و از سوی شرق، تأمین امنیت.

در سال 538 پ.م. کوروش بزرگ پادشاه ایران، بابل را شکست داد و آن سرزمین را تصرف کرد و برای نخستین بار در تاریخ جهان فرمان داد که هرکس در باورهای دینی خود و اجرای مراسم مذهبی خویش آزاد است، و بدینسان کورش بزرگ اصل سازگاری بین ادیان و باورها را پایه گذاری کرد و منشور حقوق بشر را بنیان نهاد. کورش به یهودیان اسیر در بابل، امکان داد به سرزمین یهودیه باز گردند، شماری از آنان به سرزمین ایران کوچ کردند.

گسترش کشور و سرزمین

در جنگی که بین کوروش کبیر و کرزوس پادشاه لیدیه درگرفت،کوروش در «کاپادوکیه» به کرزوس پیشنهاد کرد که مطیع پارس شود، کرزوس این پیشنهاد را قبول نکرد و جنگ بین طرفین آغاز گردید. در اولین برخورد، فتح با کرزوس بود، بالاخره در جنگ شدیدی که در محل «پتریوم» پایتخت هیتها اتفاق افتاد، کرزوس به سمت سارد فرا کرد و در آنجا متحصن شد، کوروش شهر را محاصره کرد و کرزوس را دستگیر کرد، لیدیه تسخیر شد و به عنوان یکی از ایالات ایران به شمار آمد، پس از تسخیر لیدی کوروش متوجه شهرهای یونانی شد و از آنها نیز، تسلیم به قید و شرط خواست که یونیان رد کردند.در نتیجه شهرهای یونانی یکی پس از دیگری تسخیر شدند. کوروش فتح آسیای صغیر را به پایان رساند و سپس متوجه سرحدات شرقی شد، زرنگ و رخج مرو و بلخ یکی پس از دیگری در زمره ایالات جدید درآمدند. کوروش از جیحون عبور کرد و به سیحون که سرحد شمال شرقی کشور تشکیل می‌داد، رسید و در آنجا شهرهایی مستحکم، به منظور دفاع از حملات قبایل آسیای مرکزی بنا کرد. کوروش در بازگشت از سرحدات شرقی، عملیاتی در طول سرحدهای غربی انجام داد. ضعف بابل، به واسطه بی کفایتی نبونید، سلطان بابل و فشارهای مالیاتی، کوروش را متوجه بابل کرد، بابل بدون دفاع سقوط کرد و پادشاه آن دستگیر شد. کوروش در همان نخستین سال سلطنت خود در بابل، فرمانی مبنی بر آزادی یهودیان از اسارت و بازگشت به وطن و تجدید بنای معبد خود در بیت المقدس انتشار داد.

نام سرزمینهای تابع ، در کتیبه أی متعلق به مقبره داریوش که در نقش رستم می باشد ، به تفصیل این گونه آمده است : ماد ، خووج ( خوزستان ) پرثوه ( پارت ) ، هری ب و ( هرات ) ، باختر ، سغد ، خوارزم، زرنگ ، آراخوزیا ( رخج ، افغانستان جنوبی تاقندهار ) ، ثته گوش ( پنجاب ) ، گنداره ( کابل ، پیشاور ) ، هندوش ( سند ) ، سکاهوم ورکه ( سکاهای ماورای جیحون ) ، سگاتیگره خود ( سکاهای تیز خود ، ماورای سیحون ) ، بابل، آشور ، عربستان ، مودرایه ( مصر ) ، ارمینه ( ارمن ) ، کته په توک ( کاپادوکیه ،بخش شرقی آسیای صغیر ) ، سپرد ( سارد ، لیدیه در مغرب آسیای صغیر ) ، یئونه ( ایونیا ، یونانیان آسیای صغیر )، سکایه تردریا ( سکاهای آن سوی دریا : کریمه ، دانوب ) ، سکودر ( مقدونیه ) ، یئونه تک برا ( یونانیان سپردار: تراکیه ، تراس ) ، پوتیه ( سومالی ) ، کوشیا ( کوش ، حبشه ) ، مکیه ( طرابلس غرب ، برقه ) ، کرخا ( کارتاژ ، قرطاجنه یا کاریه در آسیای صغیر ).

مرگ کوروش کبیر

در اثر شورش ماساژت‌های نیمه صحرا گرد، که یک تیره سکاها در آن طرف رودخانه آراکس بودند، مرزهای شمال شرقی مورد تهدید قرار گرفت. کوروش بزرگ، کمبوجیه را به عنوان شاه بابل انتخاب کرد و به جنگ رفت. در ابتدا موفقیت‌هایی بدست آورد اما ملکه تومیریی او را به داخل سرزمین خود کشاند و کوروش درنبرد سختی، شکست خورد و زخم برداشت و بعد از سه روز درگذشت. جسد وی را به پاسارگاد آوردند و درمقبره‌ای دفن کردند. پس از مرگ کوروش بزرگ، فرزند ارشد او کمبوجیه به سلطنت رسید.

سلطنت کمبوجیهکمبوجیه، هنگامی که قصد لشگرکشی به سوی مصر را داشت، از ترس توطئه دستور قتل برادرش بردیا را صادر کرد. در راه بازگشت کمبوجیه از مصر، یکی از موبدان دربار به نام گئومات مغ، که شباهت به بردیا داشت، خود را به جای بردیا قرار داده و پادشاه خواند.

کمبوجیه با شنیدن این خبر در هنگام بازگشت، یک شب و به هنگام باده نوشی خود را با خنجر زخمی کرد که بر اثر همین زخم نیز درگذشت (۵۲۱ پ. م.). کمبوجیه در بازگشت از مصر فوت کرد. ولی برخی دلیل مرگ وی را بیماری و برخی دیگر توطئه اطرافیان می‌‌دانند اما مسلم است که وی در مسیر بازگشت از مصر مرده است ولی دلیل آن تا کنون مکتوم باقی مانده است. پس از مرگ کمبوجیه کسی وارث پادشاهی هخامنشیان نبود.

کوروش بزرگ، در بستر مرگ، بردیا را به فرماندهی استان‌های خاوری شاهنشاهی ایران گماشت. کمبوجیه دوم، پیش از رفتن به مصر، از آنجا که از احتمال شورش برادرش می‌ترسید دستور کشتن بردیا را داد. مردم از کشته شدن او خبر نداشتند و در سال ۵۲۲ پ. م. شخصی به نام گوماته مغ خود را به دروغ بردیا نامید و اعلام شاه بودن کرد. چون مردم بردیا دوست داشتند و به سلطنت او راضی بودند و از طرفی هیچ کس از راز قتل بردیا مطلع نبود، دل از سلطنت کمبوجیه برداشتند و سلطنت بردیا(گئوماتا) را با جان و دل پذیره شدند و این همان اخباری بود که در سوریه به گوش کمبوجیه رسید و سبب خود کشی او شد.

در متون تاریخی از وی به عنوان بردیای دروغین یاد شده است. در کتیبه بیستون نزدیک کرمانشاه گوماته مغ زیر پای داریوش بزرگ نشان داده شده است . داریوش شاه که از سوی کوروش بزرگ به فرمانداری مصر برگزیده شده بود پس از دریافتن ماجرا به ایران می آید و بردیای دروغین را از پای درآورده به تخت می نشیند.

کارهای گوماته مغ سبب سوء ظن درباریان هخامنشی شد که در رأس آنان داریوش پسر ویشتاسب هخامنشی بود. هفت تن از بزرگان ایران که داریوش بزرگ نیز در شمار آنان بود توسط یکی از زنان حرمسرای گئوماتا که دختر یکی از هفت سردار بزرگ ایران بود و موفق به دیدن گوشهای بریده او شده بود پرده از کارش برکشیدند و روزی به قصر شاهی رفتند و نقاب از چهره اش برگرفتند و با این خیانت بزرگ او و برادرش و محارم او که به دربار راه یافته بودند نابود کردند و هم در آنروز عده زیادی از مغان را به قتل رساندند وبه سلطنت هفت ماهه او خاتمه بخشید.

سلطنت داریوش بزرگ

داریوش کبیر (داریوش اول، داریوش بزرگ) (۵۴۹-۴۸۶ ق. م.) سومین پادشاه هخامنشی (سلطنت از ۵۲۱ تا ۴۸۶ ق. م.). فرزند ویشتاسپ (گشتاسپ)بود. ویشتاسپ فرزند ارشام و ارشام پسر آریارمنا بود.

ویشتاسپ پدر او در زمان کورش ساتراپ (والی) پارس بود. داریوش در آغاز پادشاهی با مشکلات بسیاری روبرو شد. غیبت کمبوجیه از ایران چهار سال طول کشیده بود. گئومات مغ هفت ماه خود را به عنوان بردیا برادر کمبوجیه بر تخت مستقر ساخته و بی‌نظمی و هرج و مرج را در کشور توسعه داده بود. در نقاط دیگر کشور هم کسان دیگر بدعوی اینکه از دودمان شاهان پیشین هستند لوای استقلال برافراشته بودند. شرحی که از زبان داریوش در کتیبه بیستون از این وقایع آمده جالب است و سرانجام همه بکام او پایان یافت. داریوش این پیروزی‌ها را در همه جا نتیجهء لطف اهورامزدا میداند، می‌گوید:

«هرچه کردم بهرگونه، به اراده اهورامزدا بود. از زمانیکه شاه شدم، نوزده جنگ کردم. به اراده اهورامزدا لشکرشان را درهم شکستم و ۹ شاه را گرفتم... ممالکی که شوریدند دروغ آنها را شوراند. زیرا به مردم دروغ گفتند. پس از آن اهورامزدا این کسان را بدست من داد و با آنها چنانکه میخواستم رفتار کردم. ای آنکه پس از این شاه خواهی بود با تمام قوا از دروغ بپرهیز. اگر فکر کنی: چه کنم تا مملکت من سالم بماند، دروغگو را نابود کن...».

طبیبی بنام دموک دس که در دستگاه اری‌تس بود و به اسارت بزندان داریوش افتاده بود، هنگامی که زخم پستان آتوسا دختر کورش و زن داریوش را درمان میکرد او را واداشت که داریوش را به لشکرکشی بسرزمین یونان ترغیب کند. باید خاطرنشان ساخت که این پزشک، یونانی بود و داریوش او را از بازگشت بوطن محروم کرده بود. دموک دس بملکه گفته بود که خود او را به‌عنوان راهنمای فتح یونان به داریوش معرفی کند و بگوید که شاه با داشتن چنین راهنمایی بخوبی می‌تواند بر یونان چیره شود. این طبیب یونانی خود را بهمراه هیأتی از پارسیان به روم و یونان رساند و در آنجا بخلاف میل داریوش، در شهر کرتن که میهن اصلی او بود ماند و دیگر به ایران نیامد و هیأت پارسی که برای آشنا شدن بوضع یونان و فراهم کردن زمینهء تسخیر آن دیار رفته بود بی‌نتیجه بمیهن بازگشت.

داریوش پس از فرونشاندن شورشهای داخلی و سرکوبی یاغیان، تشکیلات کشوری و اداری منظمی بوجود آورد که براساس آن تمام کشورها و ایالات تابع شاهنشاهی او بتوانند با یکدیگر و با مرکز شاهنشاهی مربوط و از نظر سازمان اداری هماهنگ باشند.

لشکرکشی داریوش به اروپا: در ازمنهء مختلف تاریخی قبایل آریایی سکاها در نقاط مختلف سرزمین وسیعی که از ترکستان روس تا کنارهء دانوب، در مرکز اروپا امتداد داشت مسکن داشتند. بطور کلی از نظر تمدن در مرحلهء پاینی بوده‌اند.

هرودت در شرح حمله داریوش به سکائیه نوشته است که سکاها از جنگ با او احتراز کردند و بداخل سرزمین خود عقب نشستند و چون بیابان وسیع در پیش پای آنها بود، آنقدر داریوش را بدنبال خود کشیدند که او از ترس قحطی آذوقه تصمیم گرفت به ایران برگردد. اما با اینکه در این حمله پیروزی شاهانه‌ای بدست نیاورد سکاها را برای همیشه از حمله به ایران و ایجاد زحمت برای مردم شمال این آب و خاک منصرف ساخت.

تسخیر هند: داریوش متوجه پنجاب و سند شد. در سال ۵۱۲ ق. م. ایرانیان از رود سند گذشتند و قسمتی از سرزمین هند را گرفتند داریوش فرمان داد تا کشتی‌هایی بسازند و از طریق دریای عمان به پنجاب و سند بروند. این دو نقطهء زرخیز و پرثروت برای ایران آنروز بسیار مهم بود. این چیرگی پارسیان در تاریخ هند مبدأ دوران تازه‌ای گردید و سرنوشت هند را دگرگون ساخت.

داریوش ولیعهد خود را برگزید و هنگامی که آخرین تدارکات خود را برای جنگ مصر و یونان میدید پس از ۳۶ سال پادشاهی درگذشت. این واقعه در سال ۴۸۶ ق. م. بوده است. آرامگاه داریوش اول در فاصله چهارهزار و پانصد متری تخت جمشید، در نقش رستم است.

در زمان او حدود متصرفات شاهنشاهی ایران از یک سو به چین و از سوی دیگر به قلب اروپا و افریقا میرسید.

برافتادن شاهنشاهی هخامنشی

شناخت تمدن ایران دوران هخامنشیان که تا"ثیری بنیادین بر دورانهای بعد گذارده است، برای شناخت جامع فرهنگ ایران گریزناپذیر می‌‌باشد. از نظر نام و عنوان، این درست است که شاهنشاهی بزرگ ماد دورانی طولانی نپایید و جای خود رابه شاهنشاهی هخامنشی سپرده، ولی نکته بسیار مهم آنکه شاهنشاهی هخامنشی چیزی جزه تداوم دولت و تمدن ماد نبود. همان اقوام و همان مردم، روندی راکه برگزیده بودند با پویایی و رشد بیشتر تداوم بخشیدند و در پهنه أی بسیار وسیع، آن را تا پایه بزرگ‌ترین شاهنشاهی شناخته شده جهان، اعتبار بخشیدند.

مدت دوام شاهنشاهی هخامنشی ، ۲۲۰ سال بود. فرمانروایی آنان در قلمرو شاهنشاهی به خصوص در اوایل عهد موجب توسعه فلاحت ، تامین تجارت و حتی تشویق تحقیقات علمی و جغرافیایی نیز بوده است . مبانی اخلاقی این شاهنشاهی نیز به خصوص در عهد کسانی مانند کوروش و داریوش بزرگ متضمن احترام به عقاید اقوام تابع و حمایت از ضعفا در مقابل اقویا بوده است ، از لحاظ تاریخی جالب توجه است . بیانیه معروف کوروش در هنگام فتح بابل را ، محققان یک نمونه ازمبانی حقوق بشر در عهد باستان تلقی کرده اند.

هخامنشیان ۲۲۰ سال (از ۵۵۰ پیش از میلاد تا ۳۳۰ پیش از میلاد) بر بخش بزرگی از جهان شناخته شده آن روز از رود سند تا دانوب در اروپا و از آسیای میانه تا شمال شرقی افریقا فرمان راندند. شاهنشاهی هخامنشی به دست اسکندر مقدونی برافتاد.

 

 


 
 
تاریخ کامل تهران
نویسنده : mohammad abdoli - ساعت ۳:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢٤
 

-   تاریخچه تهران

تاریخ  افسانه ای تهران به " شیث بن آدم " و " هوشنگ پیشدادی " می رسد. در عهد ساسانیان  کیش زردشت در ری واج یافت و  چندین  آتشگاه  بزرگ  در  شمال و جنوب تهران ایجاد شد. آتشگاه نخستین قصران در فاصله 30 کیلومتری مرکز تهران رو به روی یکی از ارتفاعات کوه توچال قرار داشت.  در فرهنگ آنندراج آمده است " شهر تهران  در  قمست جنوبی شهر حالیکه  تهران بنا شده و خانه های پستی داشتند  که شبیه  به  غار ولی به  تدریج از طرف  شمال توسعه یافت و منازل را بیشتر به  سرچشمه قنوات نزدیک کرده اند". در کتاب" تهران عصر ناصری " آمده است : تهران از قرن ششم ه.ق. یکی از روستاهای ناچیز و کم اهمیت بود و شهر ری که تقریبا"در شش کیلومتری تهران قرار داشت، کانون عظیم تمدون و فرهنگ قدیم این خطه به شمار می رفت. تا این که با هجوم ویرانگر مغول جنگ های داخلی، کشمکش های  مذهبی و تفرقه اندازی های فرقه های مذهبی و .. . ری رو به ویرانی نهاد. در کتاب " عجایب البلدان " آمده است: تهران قریه ای است معظم و ولایات ری دارای باغاتزیاد با اشجار و  ثمرات خوب و فراوان و سکنه در خانه های  سرداب مانند به سر می برند،  همین که دشمن حمله آورد، به خانه های تحتانی  پناه می برند که  هر قدر محصور بود نشان امتداد یابد به سبب کثرت آذوقه که از فرط احتیاط ذخیره کرده اند آسوده اند ...و دایما" به سلطان عصر یاغی و بااو در کارزار و زد و خوردند، مالیات  خود را به مسکوک نمی پردازند، بلکه در عوض نقود رایج خروس و مرغ می پردازند.تا حمله مغول، هنوز هم تهران به صورت قریه ای نه چندان معتبر باقی مانده بود و مانند دیگر قریه های ری زیرنظر خوارزمشاهی اداره می شد. " یاقوت حموی "  سیاح بزرگ عرب هنگام فرار از دست مغولان در سال 617 ه.ق. از این قریه یاد کرده است. با سکونت اهالی ری پس از زلزله های متناوب و نیز حمله مغولان، تهران به تدریج از شکل روستا بیرون آمد و به  شهرکی تبدیل شد که دارای  چهار امامزاده و چند بقعه متبرکه بود.  به عنوان اولین امامزاده های تهران  باید از امامزاده زید، یحیی،  اسماعیل و سید نصر الدین نام برد.

-تاریخ کلی تهران

261ه.ق. اولین خبر ثبت شده  در مورد تهران مربوط است به شخصی به نام ابو عبدالله محمدابن حامد (حماد)حافظ تهرانی رازی، جهانگرد و محقق که اهل تهران ری بوده و در این سال درگذشته است.

 331ه.ق. تهران دارای باغهای فراوان و میوه آن بسیار متنوع و مردم قریه بیشتر اوقات در زیر زمین زندگی می کنند.

620ه.ق. تهران قریه بزرگی است دارای دوازده محله که در زیر زمین ساخته شده و داخل آن علاوه بر هزارها خانه، هزاران غار و زاغه و سرداب وجود دارد و باغهای انبوهی پیرامون آن را فرا گرفته است.

 961ه.ق. شاه طهماسب اول صفوی تهران را به علت وجود آبهای گوارا و باغهای فراوان و شکارگاه های مناسب اطراف شهر دوست می داشت و دستور داد پیرامون شهر را باروی مستحکمی بکشند و بناهای تازه و کاروانسراها و برجهای محکم در آن بنا کنند. حصار شهر از چهار دروازه و 114 برج به تعداد سوره های قرآن تشکیل می یافت و مصالح آن از معادنی تامین کردند که بعدها به چال میدان و چال حصار موسوم گردید. طول بارو تقریبا شش هزار قدم به شرح زیر بود:

از سوی جنوب حدود خیابان مولوی فعلی، از طرف شرق خیابان ری فعلی،از سوی غرب خیابان وحدت اسلامی فعلی و از طرف شمال خیابانهای امیرکبیر وامام خمینی فعلی. محوطه ارک در وسط شمالی و حصار جداگانه ای داشت. دروازه های تهران عبارت بودند از: 1- دروازه حضرت عبدالعظیم یا دروازه اصفهان که در شمال خیابان مولوی و در ابتدای بازار دروازه یا بازار حضرتی قرار داشت. 2- دروازه دولاب که در مدخل بازارچه نایب السلطنه در خیابان ری فعلی قرار داشت. 3- دروازه شمیران در مدخل پامنار بود. 4- دروازه قزوین در مدخل بازارچه قوام الدوله در میدان وحدت اسلامی فعلی قرار داشت.

نهران در آن زمان دارای چهار محله اصلی به نامهای : محله عودلاجان، محله سنگلج، محله بازار و محله چال میدان بود. محله های دیگر عبارت بودند از: سرچشمه، شیرازی ها، پامنار، ارامنه، یهودیان، حیات شاهی، قاطرچی ها، سرقبر آقا، دروازه نو، باغ خسرو خان، قمی ها، باغ امین، باغ پسته بیک، عرب ها.

خانه های زیرزمینی در محله های حمام چال و مدرسه چال (بازار) و چال زنبورک خانه (شمال مولوی) بنا شده بود. از بناهای مهم دوره شاه طهماسب اول می توان حمام خانم، تکیه و مدرسه خانم را نام برد. تکیه و حمام به دست افغان ها ویران شد اما مدرسه به نام فرهنگ هنوز باقی است.

998ه.ق. شاه عباس اول دستور داد باغ بزرگی به نام چهارباغ و چنارستانی در تهران احداث گردد و ساختمانی برای سکونت موقت خاندان سلطنتی بنا کنند و نام ارک بر آن نهادند. چنارهای آن دوره به نام چنارهای شاه عباسی معروف است.

1038ه.ق. حدود این سالها نخستین کاخ مهم به دستور شاه سلیمان صفوی در تهران بنا شد.

1141ه.ق. تهران در اثر حمله افغان ها ویران شد و باغها و تاکستانها از بین رفت و بسیاری از اهالی و بزرگان شهر کشته شدند.افغان ها برای جلوگیری از حمله مردم. بر روی خندق شمالی ارگ پلی بستند و در جلو آن دروازه ای به نام دروازه ارگ ساختند که بعدها به نام دروازه دولت معروف شد.

1154ه.ق. نادر شاه افشار اداره شهر را به فرزند ارشدش رضاقلی میرزا سپرد.

1172ه.ق کریمخان زند دستور داد عمارت ایوانی بزرگی همراه با یک حرمخانه در آنجا بنا کنند و برج و باروی ارک را تجدید ساختمان نمایند. امروزه عمارت خلوت کریمخانی در کاخ گلستان هنوز پا برجاست. حدود ارک تهران در زمان کریمخان در شمال: میدان امام خمینی(میدان توپخانه- سپه)، در شرق: خیابان ناصر خسرو(ناصریه)، در جنوب: خیابان 15 خرداد(خیابان جباخانه-بوذرجمهری)، در غرب: خیابان خیام(خیابان جلیل آباد) بوده است.

1200ه.ق. آغا محمد خان قاجار، تهران را پایتخت خود قرار داد و در سال 1209ه.ق. رسما در تهران تاجگذاری کرد و از این پس تهران به دارالخلافه موسوم گردید. عمارت تخت مرمر به دستور آغا محمد خان قاجار ساخته شد.

1212ه.ق. باباخان در سن 26 سالگی به نام فتحعلیشاه قاجار رسما تاج کیانی را بر سر گذاشت.

1218ه.ق. شاهزاده حسنعلی میرزا شجاع السلطنه ششمین پسر فتحعلیشاه در حالی که بیش از 15 سال نداشت از سوی پدر به حکومت تهران منسوب شد.

1222ه.ق. به دستور فتحعلیشاه قاجار، محلات و بناهای جدیدی در تهران ساخته شد. این بناها عبارتند از: مسجد شاه یا مسجد سلطانی (امام خمینی)، مسجد سید عزیزالله، مدرسه خان مروی یا مدرسه فخریه، قصر قاجار، عمارت و باغ نگارستان، قصر و باغ لاله زار، تالار الماس یا برلیان در کاخ گلستان فعلی، کاخ نیاوران، برج نوشین یا نوش ( محل آن در خیابان سوم اسفند بود که اکنون وجود ندارد)، عمارت بادگیر در کاخ گلستان، باغشاه، تخت طاووس، کلیسای طاطاوس.

طول باروی شهر 5/7 کیلومتر بوده است. تهران همچنین دارای 150 حمام و 150 کاروانسرا و جمعیت شهر 50000 نفر تخمین زده می شد.

1250ه.ق. جلوس محمد شاه قاجار بر تخت طاووس.

1253ه.ق. اولین روزنامه در تهران منتشر شد. این روزنامه با چاپ سنگی به قطع یک ورق بزرگ از کاغذ خانبالیغ چاپ می شد.

1255ه.ق. در زمان محمد شاه قاجار محله عباس آباد ( جنوب بازار)، ساختمان عباس آباد در شمال تهران، محله محمدیه ( میدان پاتقاپوق یا اعدام)، باغ داوودیه، مسجد جامع، بازار بین الحرمین احداث شد. بنای عمارت خروجی در ارگ به دستور محمدشاه قاجار آغاز گردید.

دو دروازه دیگر به نامهای دروازه ارک یا دروازه دولت در شمال ، و دروازه محمدیه یا دروازه نو در جنوب به چهار دروازه قبلی اضافه شد. .

1259ه.ق. به دلیل افزایش جمعیت و توسعه شهر، به فرمان محمد شاه قاجار انتقال آب رودخانه کرج به تهران برای رفع کم آبی صورت گرفت.

1262ه.ق. شیوع وبا در تهران.

1264ه.ق. جلوس ناصرالدین شاه بر تخت.

1267ه.ق. به دستور امیرکبیر مدرسه دارلفنون در تهران تأسیس گردید. در این سال روزنامه وقایع اتفاقیه در تهران منتشر شد. سبزه میدان در جنوب ارگ از حالت کثیف سابق خارج و به دستور امیرکبیر تغیرات اساسی در آن داده شد.

1268ه.ق. مرگ امیرکبیر.

1268ه.ق. برای اولین بار استفاده از کالسگه در تهران رایج شد. اولین مریضخانه دولتی نیز تأسیس شد.

1269ه.ق. قدیمیی ترین نقشه تهران توسط برزین ( Berezin ) خاور شناس روسی تهیه شد و در سن پیترزبورک به چاپ رسید.

1273ه.ق. وبا در تهران. 1274ه.ق. ایجاد تلگرافخانه در دارالخلافه ناصری.

1275ه.ق. توسط گروهی به سرپرستی علی قلی میرزا اعتضادالسلطنه با همکاری سرتیپ کرشیش (کرزیز) اتریشی که معلم توپخانه بود و چند نفر از شاگردان دارالفنون، از شهر تهران نقشه برداری شد.این نقشه در سال 1309 قمری به چاپ رسید. ارک تهران از شمال به خیابان امام خمینی فعلی(خیابان مریضخانه- خیابان سپه)، از جنوب به خیابان 15 خرداد فعلی(خیابان جباخانه- خیابان بوذرجمهری)، از مشرق به خیابان ناصرخسرو، از مغرب به خیابان خیام(خیابان جلیل آباد) (از گلوبندک به بالا) بوده است.

1277ه.ق. خشکسالی و بلوای نان در تهران.

1284ه.ق. تا این سال شهر تهران همچنان در حصار کهن شاه تهماسبی قرار داشت. از این سال ناصرالدین شاه اندیشه گشترش تهران را به مرحله اجرا درآورد. جمعی از معماران ایرانی و مهندسان خارجی زیر نظر مهندس بهلر فرانسوی طرح توسعه شهر را مهیا ساختند و اجرای آن به عهده میرزا یوسف خان موستوفی الممالک صدراعظم و میرزا عیسی وزیر دارالخلافه گذاشته شد.      نفشه دیگری توسط مهندس بوهلر فرانسوی و جمعی از مهندسان و معماران برای تهران تهیه شد. 12 دروازه به نامهای: دروازه شمیران ، دروازه یوسف آباد ، دروازه دوشان تپه ، دروازه دولاب ، دروازه خراسان ، دروازه باغشاه، دروازه قزوین ، دروازه گمرک ، دروازه حضرت عبدالعظیم ، دروازه غار و دروازه خانی آباد برای تهران در نظر گرفته شد. محلات مهم داخل این محدوده عبارت بودند از:محله سنگلج، محله سرپولک، محله خانی آباد،محله قنات آباد، محله پاچنار، محله گار ماشین، محله باجمالوها، محله گود زنبورک خانه، محله صابون پز خانه و محله بازار بزرگ.
استفاده از درشکه در تهران.

1288ه.ق. قحطی در تهران.

1290ه.ق. وبا در تهران.

1295ه.ق. تأسیس اداره نظمیه دارالخلافه تهران.

1305ه.ق. تهیه نقشه دیگری توسط مهندس عبدالغفار نجم الملک معلم مدرسه دارالفنون و به دستیاری عده ای از معلمان و شاگردان دارالفنون آغاز گردید. محیط شهر 19200 متر مربع اندازه گیری و جمعیت حدود 250000 نفر سرشماری گردید. این نقشه در سال 1309ه.ق. چاپ و منتشر شد. اماکن و عمارات ساخته شده در زمان ناصرالدین شاه قاجار عبارتند از:

باغ و کاخ گلستان، باغ و کاخ صاحبقرانیه (نیاوران)، باغ و قصر سلطنت آباد ، باغ و عمارت بهارستان (محل سابق مجلس شورای ملی)، باغ و عمارت نظامیه، مدرسه و مسجد سپهسالار (مطهری)، پارک میرزا علی خان امین الدوله، باغ و عمارت مسعودیه (محل سکونت مسعود میرزا فرزند ناصرالدین شاه)، باغ و عمارت علیقلی خان مخبرالدوله (میدان مخبرالدوله)، پارک اتابک ( محل سکونت میرزاعلی اصغر خان اتابک صدراعظم و محل فعلی سفارت شوروی)، باغ حسن آباد ( از آثار میرزا حسن مستوفی الممالک و محل فعلی میدان حسن آباد)، باغ و عمارت امیریه (متعلق به کامران میرزا فرزند ناصرالدین شاه و منیریه فعلی)، بقعه سر قبر آقا (مدفن سید زین العابدین امام جمعه و داماد ناصرالدین شاه)، میدان امین السلطان، باغ فردوس (محل کنونی باغ فردوس که به وسیله معیرالممالک ساخته شد)، عمارت شمس العماره، بازار آهنگرها، بازار مسگرها، بازارچه مروی ، بازارچه نایب السلطنه، محله خانی آباد، محله قنات آباد، محله پاچنار، گود زنبورک خانه، محله بازار بزرگ، محله الهیه ( خورآذین)، محله داودیه ( ارغونیه)، تکیه دولت، باغ ایلخانی، کاخ عشرت آباد ، عمارت نقاره خانه ، عمارت کلاه فرنگی دوشان تپه ، قصر فیروزه ، ضرابخانه، خزانه، همچنین: تأسیس تلگرافخانه، پست، راه آهن تهران-ری (ماشین دودی)، شهرداری، اداره نظمیه، کارخانه گاز و برق، مریضخانه به سبک بیمارستانهای فرنگ، تالار الماس، کاخ ابیض در کاخ گلستان.خیابان ناصریه، خیابان لاله زار ،خیابان علاالدوله ، خیابان مریضخانه ، خیابان جباخانه ، خیابان جلیل اباد، خیابان چراغ گاز ، میدان توپخانه ، میدان مشق ، دروازه دولت در شمال ارگ، سردر الماسیه ، موزه تالار یا سلام ، ساختمان گالری، عمارت خوابگاه ، قصر یاقوت یا سرخه حصار ، قصر کامرانیه.

1313ه.ق. قتل ناصرالدین شاه و سلطنت مظفرالدین شاه.

1316ه.ق. قحطی در تهران.

1317ه.ق. ورود اولین اتومبیل به تهران.

1322ه.ق. وبا در تهران.

1324ه.ق. امضاء فرمان مشروطیت از طرف مظفرالدین شاه قاجار. ابنیه و آثار دوره این شاه عبارتند از: کاخ فرح آباد، مدرسه فیلسوف الدوله در دالان صحن سید اسماعیل، ساختمانهای امیر بهادر.

1327ه.ق. افتتاح اولین تماشاخانه به تام تماشاخانه سنیموماتوگراف در خیابان ناصریه.

1336ه.ق. قحطی در تهران.

1329ه.ق. در این سال گاه شمار خورشیدی رسمی شد.

1304ه.ش. آغاز دوران سلطنت پهلوی. بلوای نان در تهران.

1316ه.ش. استفاده از قطار.

1320ه.ش. بار دیگر توسعه، دگرگونی، و گسترش شهر تهران از سر گرفته شد. در دوره کفالت سرتیپ کریم بوذرجمهری به عنوان این که می خواهد شهر را مدرن و نوستزی نماید، دستور داد دروازه های شهر و خندق ها را تخریب کردند.. مهمترین بناها و تدسیسات این دوره عبارتند از: ساختمان بانک ملی ایران، ساختمان اداره پست، ساختمان شهرداری، ساختمان وزارت امور خارجه، ساختمان شهربانی کل کشور، ساختمان ایستگاه راه آهن، ساختمان دانشگاه تهران، ایستگاه فرستنده رادیو تهران، باشگاه افسران، چندین بیمارستان مهم.

1332ه.ش. تهران در بحران جنگ جهانی دوم. جمعیت تهران طبق سرشماری 1325 حدود 880000 نفر بالغ شد.

1357ه.ش. سرنگونی حکومت پهلوی و آغاز جمهوری اسلامی در ایران.